تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


حماقت  

از سوراخ کوچک روی در طنابی آویزان است.آن را می کشم و در باز می شود.یاد خانه ی کودکی های خود می افتم.یک روز خانه ی ما هم زحمت قفل و کلید نداشت.سیم دل در را که می کشیدی در خانه باز می شد.قسمتی از حیاط خانه محل رفت و آمد همسایه ی دیوار به دیوار بود.در کوچکی خانه ی آنها را به خانه ی ما وصل کرده بود و این وصل شدنها همچنان ادامه داشت تا به کوچه ی آن سوی خانه ها می رسیدی.وارد خانه می شوم.اتاقهای گلی دورتادور حیاط با در و پنجره های فلزی خودنمایی می کند.در و پ

ادامه مطلب  

 

حالا تو هى قهر كن وبه خانه ات سر نزن هى راه براه از كوچه هاى دیگر بروقدمهایت رادر خیابانهاى خیس و كهنه جا بذارنگاهت را گرد خانه هاى همسایه بگردانهمان همسایه قدیمى را مى گویمهمسایه اگر دلش با تو بوددل به دلبرى نمیداد ...عزیزم چراغ خانه ات همیشه روشن استتو خود صاحب خانه اىباور كنهیچ كجا خانه خودت نخواهد شد
 

ادامه مطلب  

خانه ای به لطافت و مهربانی یک رویا  

دیروز رفتم خانه آیت الله گلپایگانی.
 خیلی شبیه خانه مادربزرگم بود. انقد که دلم برای مادر بزرگ تنگ شد.
 خانه قدیمی هنوز سرپا بود. هنوز بالشت های گرد روی هم چیده شده بود و عمامه سیاه آقا روی آن بود. سجاده اش پهن بود.
 خانه مهربانی داشت.
 فرشها دست باف پشم.
خانه ای بزرگ و درندشت اما حیاطش نقلی بود.
 خانه ای با اندرونی و بیرونی.
 هرکس میخواهد برود خانه قدیمی ببیند برود آنجا.
منکه بیشتر ا خانه های قدیمی کاشان از دیدن این خانه  ذوق کردم.
 خانه زیبا بود.

ادامه مطلب  

ای خانه که میروی به سویش  

خانه های دیگر را نمیدانم اما همین دیشب زمستان به خانه ی ما حمله کرد و اصلا فکر نکرد که هنوز مهرماه است وبرای این کارها خیلی زود است در هر حال  ما اولین بخاری زندگی مان را روشن کردیم.چند سالی میشد که در خانه ای بودم که پکیج داشت و از صدای گز گز کتری روی بخاری و هور هور سوختن گاز توی بخاری خبری نبود اما حالا هر دوتاش را توی خانه داریم..از ترسمان هم گلدانهارا آورده ایم و توی سالن گذاشته ایم تا سرما نخورند..گلدان تربچه هایی که کاشته ام اما هنوز توی ت

ادامه مطلب  

پیراهنت خانه ی پدری من است.../*  

 
ببین چه خانه خرابم!! چهارخانه بپوش...
بگو اجاره ی یک خانه از تو روزی چند...؟
نرگس میرفیضى
 
 
 پیراهن کهنه ات را دور نینداز!
من توی همان چهارخانه های ریز نفس کشیدم...
گریه کردم،
خندیدم...
من همان جا بزرگ شدم!!!
پیراهنت خانه ی پدری من است!

ادامه مطلب  

دفینه هایی که ممکن است زیر آب یا در چاه باشند  

 
 
در شکل زیر در بین دو چاه قنات چاه دیگری را حفر میکردند که به هیچ جا راه ندارد و دفینه را در داخل آن جاساز میکردند سپس روی چاه را با یک سنگ سبز رنگ پلمپ میکردند و روی آن خاک میریختند به صورتی که سنگ در عمق 2 متری زمین مدفون میشده... البته خود سنگ سبز رنگ قیمتی و با ارزش هست.
 
این هم یه نوع دفینه دیگه که در آب جاساز میکردند و در نزدیگی قلعه ها بیشتر قابل رویت هست
 
 
یکی دیگر از مواردی که ممکن است دفینه ای در آب پنهان شود مطابق شکل زیر استاین مورد ک

ادامه مطلب  

 

بازباران باترانه میخوردبربام خانه،
خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟ روزهای کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟ پس چه شددیگر کجارفت؟ خاطرات خوب و رنگین؟
در دل ما آرزوهاست.. کودک خوشحال دیروز،
غرق درغمهای امروز.. یاد باران رفته ازیاد، آرزوها رفته برباد

ادامه مطلب  

جایی در قلب درخت ( خانه ی درختی)  

 
بیشتر شبیه یک رویاست: شب را در دل جنگل و در بالای یک درخت بلند بگذرانی. ساختن خانههای درختی، یکی از جذاب‌ترین سرگرمی‌های هنرمندان معمار بوده است.        
               
در بعضی از کشورهای جهان  بالای درختان چندصدساله خانههای چوبی ساخته می‌شود. اصلی که در همه این خانهها رعایت می‌شود این است که صدمه‌ای به درخت وارد نشود. چون  درخت، قلب تپنده این خانههای عجیب و غریب است.
 
  بقیه در ادامه ی مطلب
 

ادامه مطلب  

قلب خانه  

زن ها اگر شاد باشند قلب خانه می تپدزن ها اگر موهایشان را شکل دهند ، اگر صورتشان را آرایش کنند ، اگر لباسهای شاد بپوشند زندگی در خانه جریان پیدا می کندزن ها اگر کودک درونشان هنوز شیطنت کند ، اگر شوخی کنند ، بخندند ، همه اهل خانه را به زندگی نوید می دهند

ادامه مطلب  

622  

نجار پیری بود که می‌خواست بازنشسته شود. این تصمیم خود را به اطلاع کار فرما رساند و گفت می‌خواهد ساختن خانه را رها کند و از زندگی بی دغدغه در کنار همسر و خانواده‌اش لذت ببرد.کار فرما از اینکه دید کارگر خوبش می‌خواهد کار را ترک کند، ناراحت شد. او از نجار ‌خواست به عنوان آخرین کار، تنها یک خانه دیگر بسازد.نجار پیر قبول کرد، اما کاملاً مشخص بود دلش به این کار راضی نیست. او برای ساختن این خانه، از مصالح بسیار نا مرغوبی استفاده کرد و با بی‌حوصلگی

ادامه مطلب  

دیوانه منم، من که روم خانه به خانه  

بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید پروانه در آتش شد و اسرار عیان دیدعارف صفت روی تو در پیر و جوان دید یعنی همه جا عکس رخ یار توان دیددیوانه منم، من که روم خانه به خانهعاقل به قوانین خرد راه تو پوید دیوانه برون از همه آئین تو جویدتا غنچهء بشکفتهء این باغ که بوید هر کس به بهانی صفت حمد تو گویدبلبل به غزل خوانی و قُمری به ترانهبیچاره بهایی که دلش زار غم توست هر چند که عاصی است ز خیل خدم توستامید وی از عاطفت دم به دم توست تقصیر “خیالی” به امید کرم تو

ادامه مطلب  

...خانه ی دوست کجاست...  

بانو جان سلام :-)
حالت چطور است بانوی من ؛ روزهایت را چطور میگذرانی؟
از حال من نپرس که نزدیک بود شهید راه خانه سازی شوم!!!! خخ
بانو جان راستش را بخواهی سه روزی میشود که با جان خانه طبقه پایین افتاده ام و مشغول فعلا خرابکاری
هستم ، واقعیتش هر طور حساب کردم نتوانستم تورا اینگونه به خانه به خانه خودت دعوت کنم ، خانه ای که تو
قرار است چشم و چراغش باشی :-)
بانو جان کلبه فقیرانه ی ما را به بزرگی خودت ببخش میدانم ارزش تو بیش از اینهاست
برای تو باید قصری از

ادامه مطلب  

علی پورغلام  

 
 
درموقتی از خانه بیرون میروی ،شب ها تا دیر وقت منتظرت می مانم تا به خانه باز گردی،بعضی اوقات آنقدر گوش هایم را تیز میكنم تا كی درب خانه را باز میكنی ،تا خوابم بگیرد ...چه كنم پدر ...؟بعد #مادر تو زندگی ام شده ای و هستی ،...وقتی به یاد می آورم گذشته ات را ، گلویم پر از بغض می شود ،و توی دلم میگویم:مگه میشود آدم اینقدر صبور باشد  ؟...دگر نخواهم مثل #مادر ، خدا #تو را از من جدا كند  ، به طوری كه خود، حاضرم صدها بار فدا شوم...#علی_پورغلام

ادامه مطلب  

به بهانه زمین لرزه....  

نمیدانم در چند روز اخیر بیش از 40 بار زمین در "ل" لرزیده است یا نه....اما می دانم امروز با زمین لرزه از خواب بیدار شدم و در انتظارش به خواب می روم
امده ایم خانه یک همسر شهید....خانه شان حیاطی سرسبز دارد و باد توی آغوش برگها می پیچد و زن مهربان که خاله می نامندش بی هیچ چشم داشتی ما را به خانه اش پذیرفته....خانه ای تمیز....خیلی تمیز...دسته جمعی با رنهای همسایه بستنی خوردیم....بساط خوردنی ها و رختخواب آماده است....
فکر کن....خیلی خوب فکر کن ....اگر فردا در قعر زمی

ادامه مطلب  

 

روم به خانه اش و این بود بهانه من:
تو گفته ای که نیاید فلان به خانه من!؟
 
پ.ن:
گفتی ز هجر می نهمت داغ بر جگر
صد داغ بر دل است مرا، این یکی دگر!
 
پ.ن2:
درست در همون لحظه ای که فکر می کنی خاکش کردی، از قبر میاد بیرون برات پشتک می زنه!

ادامه مطلب  

دغدغه تبریزی‌ها برای خانه‌های تاریخی. ایسنا  

دغدغه تبریزی‌ها برای خانههای تاریخی

نشست تخصصی "بررسی جایگاه خانههای تاریخی تبریز در چشم انداز تبریز ۲۰۱۸" به همت خبرگزاری ایسنا، منطقه آذربایجان‌شرقی و با حضور مسئولان و کارشناسان امر، برگزار شد.

در این نشست، چهار محور ویژگی‌های خانههای تاریخی؛ ارزش خانههای تاریخی در سطح جهان و نقش آن‌ها در توسعه گردشگری -  نقش خانههای تاریخی تبریز در چشم انداز تبریز ۲۰۱۸ - باتوجه به بودجه محدود شهرداری و میراث فرهنگی، چگونه از این خانهها ص

ادامه مطلب  

 

برای من شبیه پرده خانه اش بود، مرتب،  دست نخورده و مد روز . اولین بار که فهمیدم در عرض پنج سال فقط یک بار پرده را شسته شده، به گرد وخاک لا به لای چین ها ی مرتب پرده و گرد خاکی که چیزهای به ظاهر مرتب در پس و پشت شان دارند فکر کردم. در خانه اش اگر از گرما تلف هم می شدیم  پرده کنار نمی رفت و او همچنان از مقاله هایی که به تازگی خوانده بود می گفت. بدم نمی آمد هر از گاه  کنارش که می نشینم درباره پرده حرف بزنم.  درباره پرده ساده خانه خودم که سالی دو سه بار ش

ادامه مطلب  

رود روبروی خانه ما  

برای نیمه شعبان که آمدیم روبروی خانه ما نهری بود از آب. حالا هم اربعین مقابل خانه مان رودی است این بار از آدم.
دائم این آب روان است. گروهی میروند و گروهی می آیند. شعبه ای می خروشد میرود تا دریای حسین آنجا که سفینه نجات لنگر انداخته است و شعبه ای باز میگردند سرخوش از دیدار یار!
به راستی اما که این شور و خروش را براه انداخته! این همه زیبایی را کجا دیده اییم!

ادامه مطلب  

پارک باستانی کاتو در قبرس  

پارک باستانی کاتو در پافوس، جنوب غربی قبرس واقع شده و در نزدیکی بندر پافوس می باشد.. بناهای تاریخی این پارک متعلق به دوران ماقبل تاریخ و قرون وسطی هستند.. یکی از چشمگیرترین بازمانده های تاریخی این پارک، 4 ویلای رومی، خانه دیونیسوس و خانه اورفئوس، خانه اویون و خانه تسوس و کفپوش موزاییک می باشد..

ادامه مطلب  

خانه  

 
در خانه ماندن و لولیدن را دوست دارم. نه کار مفیدی نه هیجانی نه حرکتی هیچی. هیچی هیچی. این بطالت رمزآلود را دوست دارم. گویی دارم پوچی این زندگی را در این زمانها بهتر درک میکنم و از پوچ بودن لذت میبرم. 
 
بر خلاف من خانم ابوریحان است. در خانه بند نمیشود. بهانه می‌گیرد و ... . ولی من مینشینم. نشستن و سکوت و در خود بودن را از همه چیز بیشتر دوست دارم. 

ادامه مطلب  

خانه ات آباد ....  

خانه ات آباد ، ای مالك ِ ظلم وجور ، 
                                           ِِِستم و " بیداد" ،
                                                       كه اگر نبودی ! 
                                                                       هرگز جان نمیگرفت در قلب زخم خورده ى ما
                                                                                                              امید به آزادی ، " عدل وداد " .
                                                                                         

ادامه مطلب  

طرف قرارداد خانه کارگر بم با لوازم قطعات یدکی امین یدک  

طرف قرارداد با خانه کارگر بم
لوازم یدگی خودرو به صورت تخفیف واقسات
تولید کننده انواع قطعات وجلو بندی خودرو های
پژو405-206-سمند-پارس-پراید-پیکان با نرخ تهران
با تخفیف ویژه خانه کارگر به فروش میرساند
اعضاءمحترمخانه کارگر میتوانند با کارت عضویت ویا با معرفی نامه
خانه کارگر به فروشگاه امین یدک مراجعه نمایند
آدرس امین یدگ :میدان زید جنب پارک زید روبه روی خیابان ولی اله امیری
بورس قطعات جلو بندی ویدکی امین یدک
شماره تماس 09132448221

ادامه مطلب  

61  

 
خانه یی ساختم
بادش برد، برد
تا به افق.
بام آن بدرود گفت،
دودکش
به بادبادک ها درپیوست.
از در یک سراب گذشتم،
زیستم
در فضاهای ناکجا آباد.
خانه ی من
آواره می شود با شن،
دیوارهای آن نفس می کشد، نفس
فراخ یا که تنگ.
کف آن به هر قدم جوابگوست
به طنین دگری.
حال، می روید
حال، فرو می ریزد.
 
(سیروس آتابای)

ادامه مطلب  

 

هنوز هم گاهی شده عروسکم را طوری بغل کنم که توی کودکی بغل نکرده بودم.
تنهایی در فراموشی دیوار های سالمند خانه آماس میکند و از قصاوت خاموشی راه به بغضی پنهان و آیات سر به مهر در گلوگاه میبرد. 
من غمگین ِ همین درآمد ِ شکسته ی کلمات زنی هستم که دیگر با میز، صندلی، کتاب و حتا اجاق گاز خانه اش در خلوتی مرسوم، بیگانه است.
مهلکه ، دستهایش را مانند پیچ و تاب یاس های امین الدوله در خانه ی پدری به گردنم آویخته و مرا به حواشی گریه های دور و محابای کودکی میب

ادامه مطلب  

 

باد می آورد؛پر ها،بال ها، پروانه راروی موهایِ تو آن شب می کشیدم شانه را
شرح می خواهم دهم یک داستانی کهنه راشعر می خواهد بگوید درد این کاشانه را
ای دریغا گفت مردم روزِ سردی پیشِ روستگفت می خواهم بسازم بینوایان خانه را
اره ای آورد تا در جنگلِ سر سبزِ دهجای را آماده سازد تا بسازد خانه را
هیچ کس چیزی نگفتا،اعتراضی هم نشد،ریخت او با هر درختی صد هزاران لانه را
بعد گفتا می روم ای بینوایان روز بعدباز می آیم بسازم خانه ای شاهانه را
روزها اما گذشتندو ن

ادامه مطلب  

بیقراری برای رمان  

ساعت شش وقتی از خانه بیرون می زدم برف نشسته بود. بیقرار بودم فصل دوم رمانم را بنویسم و نمیتوانستم در خانه بمانم. باید می رفتم خانه خواهرم و تنهایی می نوشتم و می خوابیدم و فکر می کردم. اما ساعت چهار صبح بهناز را بیدار کرده و گفته بودم که شاید قبل از اینکه بیدار شود بروم. خواب بود که بی سر و صدا از خانه زدم بیرون. تا حالا شخصیتی و رمانی مرا ساعت سه بامداد از خواب بیخواب نکرده بود.
توی راه به بزنگاه رمان «من پیش از تو» فکر کردم. به صحنه ای که لوئیزا تص

ادامه مطلب  

وای از دست بی عقلی بعضی آدمها  

سالهای مجردی ام بایکی از دوستان دل وجونیم رفتم خانه یکی ازاقوام که تازه داماد شده بود ولی باپدرزنش اختلاف داشت شب ماندیم وگفتیم فلانی بیابریم خانه پدرزنت گفت :اشکالی نداره من به همراه اووزنش ورفیقم رفتیم خانه پدرزنش  درسرارسیدیم آقابرگشت ومن وزنش ورفیقم راگذاشت در خانه پدرزنش هرچی گفتم نیامد بالاخره رفتیم خانهدرزنش روبه طرف دخترش کرد وگفت: فلانی(شوهرتو) کجاست ولی زنش از اومردانگی بیشتری داشت گفت :سرش دردمی کرد نیامد چند لحظه ای بودیم

ادامه مطلب  

بخوابید ما بیداریم، اینجا امنست!  

 
سر ظهر است ،سایه ها کوتاهند، پرندگان در خواب نیمروزی گرما را پشت سر می گذارند و جایی در این شهر بی در و دروازه و روزگار خشمگین خانه ایی هست ، که خانه ماست .من در اتاقم تایپ میکنم و صدای ظریف دو زن از بیرون اتاق به گوشم میرسد که نوبتی صحبت میکنند و گاه و بیگاه میخندند . صدای مهمان مادرم است که انقدر به خانه ما آمد و شد دارد که دیگر دارد عضوی از خانه ما میشود و نه الزاما خانواده ما .
پرواز میکنم به دوران کودکی آنوقت ها که تابستان مهمان می آمد و ما ا

ادامه مطلب  

سلام اجباری  

یکی از بزرگان میگفت: ما یک گاریچی در محلمان بود، که نفت می برد و به او عمو نفتی می گفتند.
یک روز مرا دید و گفت: سلام. ببخشید خانه تان را گازکشی کرده ایدگفتم: بله
گفت: فهمیدم. چون سلام هایت تغییر کرده استمن تعجب کردم، گفتم: یعنی چه
گفت: قبل از اینکه خانه ات گازکشی شود، خوب مرا تحویل می گرفتی، حالم را می پرسیدی. همه اهل محل همینطور بودند. هرکس خانه اش گازکشی میشود، دیگر سلام علیک او تغییر میکند…
از اون لحظه، فهمیدم سی سال سلامم بوی نفت میداد. عوض این

ادامه مطلب  

دلم میخواهد. . .  

 
 
من دلم می‌خواهدخانه‌ای داشته باشم پر دوست،کنج هر دیوارشدوست‌هایم بنشینند آرامگل بگو گل بشنو…؛هر کسی می‌خواهدوارد خانه پر عشق و صفایم گرددیک سبد بوی گل سرخبه من هدیه کند.شرط وارد گشتنشست و شوی دل‌هاستشرط آن داشتنیک دل بی رنگ و ریاست…بر درش برگ گلی می‌کوبمروی آن با قلم سبز بهارمی‌نویسم ای یارخانه‌ی ما اینجاستتا که سهراب نپرسد دیگر” خانه دوست کجاست؟"فریدون مشیری

ادامه مطلب  

علامت سنگ زین اسب در گنج یابی  

علامت سنگ زین اسب در گنج یابی



علامت زین
این سنگ معمولاً اندازه واقعی یک زین است و به ۴ طریق برای آن دفینه گذاشته می شده است
یک- باید روی زین بنشینید و به روبرو نگاه کنید ،اگر سنگ مورد نظر واقعاً زین یا پالان سنگ باشد ،باید در برابر شما یک کوه یا صخره سنگی قرار داشته باشد که نظر شما را به خود جلب می کند .باید به محل صخره رفته و به روی قله آن برویم در آنجا باید به دنبال در پوشی باشیم که روی آن دارای نقطه چین است آن را بردارید دفینه زیر آن است
دو- رو

ادامه مطلب  

 

روزی ملانصرالدین را دیدند که بیرون از خانه خود دنبال چیزی میگردد.
از او پرسیدند:ملا ، دنبال چه چیز میگردی؟
ملا گفت:دنبال کلیدم.
پرسیدند: کلیدت را کجا گم کردی؟
ملا گفت :درون خانه.
گفتند: پس چرا اینجا دنبال ان میگردی؟  ملا پاسخ داد : چون داخل خانه تاریک،
 اما اینجا روشن است.
 
ما هم در بیرون به جستجوی خود بر امده ایم، اما تا زمانی که به درون وجودمان بازنگردیم، نمیتوانیم خود را بیابیم.
پس به درون خود بنگریم، یعنی همان جایی که تاریک است

ادامه مطلب  

داود میرزایی به عنوان دبیر اجرایی خانه کارگر اراک معرفی شد  

حسن صادقی مسئول امور شهرستان‌های خانه کارگر در جلسه تودیع و معارفه داود میرزایی دبیر اجرایی خانه کارگر اراک که با حضور جمعی از مسئولین استانی برگزار گردیده بود اظهار داشت: برای پیشبرد اهداف جامعه کارگری نیازمند کار تیمی است و کار خانه کارگر یک کار گروهی بوده و استان مرکزی با وجود مدیران، دانشمندان و افراد موفق در همه حوزه‌ها در زمینه کار گروهی ضعیف عمل کرده و همین موضوع سبب کاهش تاثیرگذاری در این حوزه شده است

ادامه مطلب  

تصویب طرح دائمی «کتاب خانه سیار روستایی» در طرقبه شاندیز  

 
محمدرضا اکبری رئیس اداره کتاب خانه های عمومی شهرستان طرقبه شاندیز در گفتگو با طرقبه نیوز، ضمن اعلام حضور ۳هزار نفر عضو فعال در ۲ کتاب خانه نهادی و ۴ کتاب خانه مشارکتی طرقبه شاندیز گفت: ۵ درصد جمعیت شهرستان کتاب‌خوان هستند که درصد پایینی محسوب می شود.
 
وی با بیان اینکه طبق قانون متراژ کتاب خانه های شهرستان نیز با فضای مطلوب فاصله زیادی دارد افزود: در رابطه با امور مالی باتوجه به اینکه در این نهاد درآمد خاصی وجود ندارد بودجه از نهاد کتاب خا

ادامه مطلب  

عدم ورود فرشتگان به خانه  

 
فرشتگان به خانه‏اى كه در آن سه چیز باشد وارد نمى‏شوند
محمد بن مروان از امام صادق علیه السلام نقل مى‏كند كه پیامبر خدا صل الله علیه وآله وسلم فرمود:
جبرئیل نزد من آمد و گفت: ما فرشتگان به خانه‏اى كه در آن سگ و یا مجسمه جسدى و یا ظرفى كه در آن بول كنند باشد، وارد نمى‏شویم.
مراد از عدم ورود ملائکه در خانه ای که سگ در آن نگه داری می شود ورود به جهت افاضه فیض و اعطای کمال معنوی و رزق مادی و معنوی است اما این به معنای عدم دخول مطلق فرشتگان نیست و اگ

ادامه مطلب  

آیا کتاب در خانه ایرانیان جایی دارد؟  

مجله را ورق می‌زدم در هر صفحه نشانی از کتاب یا روزنامه بود حالا می‌خواهد اتاق پذیرایی باشد یا اتاق‌خواب یا حتی کنار وان حمام یا میز آشپزخانه گویی عکاس یا آرایه‌گر عمدی داشته در بیان ضرورت حضور کتاب در فضای خانه اما در طراحی خانه ما و همسایه‌هایمان و دوستانمان هیچ نشانی از مکانی برای کتاب نبود زیر بوفه‌ها گاهی مجله‌ای یافت می‌شد که در آن را به‌دقت قفل کرده بودند مبادا که حضور این کالای فرهنگی چیدمان خانه را به هم بریزد و برق ظروف بوفه ر

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
ورود به کانال تلگرام