تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


زندانِ بدونِ ديوار  

پیرمردی تنها در یکی از روستاهای آمریکا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش بود که می توانست به او کمک کند که او هم در زندان بود .پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :"پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بو

ادامه مطلب  

زندانِ بدونِ ديوار  

پیرمردی تنها در یکی از روستاهای آمریکا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش بود که می توانست به او کمک کند که او هم در زندان بود .پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :"پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بو

ادامه مطلب  

خسته  

خسته ام.خس ته....و بر خلاف دانشجویان دیگر هیچ چیزی از تعطیلات بین دو ترم نمیفهمم.سرم توی لب تاپ است از ظهر تا آخر شب.تریس میکنم جواب نمیدهد سرم را میکوبم به در و ديوار جواب نمیدهد و....عه جواب داد....ولی بابت این تریس فقط جواب داد....و روز موعود نزدیک است یعنی روز ارائه پروژه و من له شده ام.....له...خسته ام...خسته....چندین روز است که مدام در استرس و تلاش بوده ام ...چندین روز است که یک روزش هم بدون  تلاش نگذشت و این تلاش و  تکاپو با استرس برایم هیج لذتی نداشت..

ادامه مطلب  

خسته  

خسته ام.خس ته....و بر خلاف دانشجویان دیگر هیچ چیزی از تعطیلات بین دو ترم نمیفهمم.سرم توی لب تاپ است از ظهر تا آخر شب.تریس میکنم جواب نمیدهد سرم را میکوبم به در و ديوار جواب نمیدهد و....عه جواب داد....ولی بابت این تریس فقط جواب داد....و روز موعود نزدیک است یعنی روز ارائه پروژه و من له شده ام.....له...خسته ام...خسته....چندین روز است که مدام در استرس و تلاش بوده ام ...چندین روز است که یک روزش هم بدون  تلاش نگذشت و این تلاش و  تکاپو با استرس برایم هیج لذتی نداشت..

ادامه مطلب  

سوز دل مرتضی ، شهادت حضرت زهرا ، شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی  

سوز دل مرتضیدر سوگ حضرت زهرا(س)شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)................................................از سوز دل نوایی،شب ها به گوش آیدزین ناله هر دلی را،اندر خروش آیدگویی که نی نوا کرد،جانسوز تر ز عالمیک مرد سوی قبری،در سوز و آه آیددر نیمه های هرشب،وقتی همه به خوابنداو مرثیه بخواند،اشکش به جوش آیدربحانۂ پیمبر،خاتون روز محشربنگر به حال حیدر،آسیمه سر بر آیدطفلان درون خانه،بگرفته اند بهانهبزم عزای مادر،هر لحظه گوش آیداز دیدگان روانه،اشکش رسد ب

ادامه مطلب  

اسفندی عروس خانم ها در سال66  

در سال اسفند 1366عروس خانم هایی که در دوران نامزدی بودن از طرف خانواده ی داماد کادوهایی می آوردند. یک شب خانواده ی داماد با هدایایی مانند یک کیسه برنج ،روغن یک حلب ،یک عدد خروس زنده و..... به خانه ی عروس می آوردند این رسم و رسومات شهر ما در آن سال بود که ماه اسفند،اسفندی برای عروس می بردند .در خانواده ی ما جایی برای نگه داشتن مرغ و خروس نداشتیم شب که خروس آمد خودش رفت بالای ديوار همسایه نشست وقتی دامادو خانواده ی آن رفتند داداش هایم دنبال خروس می د

ادامه مطلب  

بر مشامم می رسد ، شهادت حضرت زهرا ، شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی  

بر مشامم می رسدشاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)...........................................بر مشامم می رسد هر لحظه بوی غصه هابر دلم مانده بیایی مهدی اندر روضه هاآرزوی دیدن صحن و سرایت بر دل استدیدن آن تربتت عقده شده در قلب مابین ديوار و در است دخت پیمبر ای خدااشک غم جاری شده از دیدۂ شیر خداخاک غم بر سر کند سبط نبی شاه کرمآنکه دیده سیلی مادر میان کوچه هادست بسته می برند مولا میان کوچه هافاطمه کرده حمایت از ولایت هر کجاجان فدایی ولایت کرده او تا آخرشمحسنش ر

ادامه مطلب  

تفسیر آهنگ فریاد هایده توسط دکتر خانومیان  

خب به یاد قدیم، گفتم از این پستا بذارم.
امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا دل تنگ مرا مشكن خدایا خدایا خدایا خب اینکه کاملا مشخصه. میگه که خدای مهربان و بخشنده، ای آمرزنده، ای دوست عزیز، این امید بی صاحاب مونده ای که به من دادی رو ازم نگیر من دور از آشیانم سر به آسمانم بی نصیب و خسته ینی من که تو خونه م نیستم( خونه، اینجا به معنی جاییه که دل باشه ها. در جریانین که) بعله میگه من که تو خونه ی خودم نیستم. وقتی دلم میگیره به آسمون نگاه میکنم و به ا

ادامه مطلب  

 

مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم
دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما انقدر درگیر فکرم بودم که فرصت نمیکردم ببینمشان.
اما این یکی فرق داشت
وقتی بدون اینکه منو را نگاه کند سفارش "لته آیریش کرم"داد ،یعنی فرق داشت!
همان همیشگی من را میخواست
همیشگی ام به وقت تنهایی!
تا سرم را بالا بیاورم رفت و کنار پنجره نشست و کتاب کوچکی از کیفش در آورد و مشغول خواندن شد.
موهای تاب خورده اش را از فرق باز کرده بود و اصلا هم مقنعه

ادامه مطلب  

 

مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم
دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما انقدر درگیر فکرم بودم که فرصت نمیکردم ببینمشان.
اما این یکی فرق داشت
وقتی بدون اینکه منو را نگاه کند سفارش "لته آیریش کرم"داد ،یعنی فرق داشت!
همان همیشگی من را میخواست
همیشگی ام به وقت تنهایی!
تا سرم را بالا بیاورم رفت و کنار پنجره نشست و کتاب کوچکی از کیفش در آورد و مشغول خواندن شد.
موهای تاب خورده اش را از فرق باز کرده بود و اصلا هم مقنعه

ادامه مطلب  

کتابخوانی را کی سرآمد؟ کتاب دوستان را چه شد؟!  

شکلات بیشتر دوست داری یا کتاب؟
کتاب!
دلت می خواست به خارج بروی؟
بله! به هند، آنجا ببر هست!و به چین! آنجا ديوار خیلی بزرگ هست!و به...
چه چیزها می دانی! حتما خیلی کتاب خوانده ای!؟
بله! همیشه کتاب می خوانم. دلم می خواست به یک مدرسه چینی بروم. آنجا آدم چهل هزار حرف از شهر کلمات یاد می گیرد!
الیاس کانتی، کیفرآتش
باران ریزی بر جاده می بارید. یک کیف چرمی مشکی هم پرت شده بود کنار درختی که دور ماشین پیچیده بود و غرق گِل شده بود. در کیف آغشته به گِل و لایِ آلبر

ادامه مطلب  

کتابخوانی را کی سرآمد؟ کتاب دوستان را چه شد؟!  

شکلات بیشتر دوست داری یا کتاب؟
کتاب!
دلت می خواست به خارج بروی؟
بله! به هند، آنجا ببر هست!و به چین! آنجا ديوار خیلی بزرگ هست!و به...
چه چیزها می دانی! حتما خیلی کتاب خوانده ای!؟
بله! همیشه کتاب می خوانم. دلم می خواست به یک مدرسه چینی بروم. آنجا آدم چهل هزار حرف از شهر کلمات یاد می گیرد!
الیاس کانتی، کیفرآتش
باران ریزی بر جاده می بارید. یک کیف چرمی مشکی هم پرت شده بود کنار درختی که دور ماشین پیچیده بود و غرق گِل شده بود. در کیف آغشته به گِل و لایِ آلبر

ادامه مطلب  

شهاب حسینی - نظرات نویسندگان "کافه سینما" در مورد فیلم "فروشنده"  

 کافه سینما- در ادامه معرفی و نقد مهمترین فیلم های سال 2016، این بار  مروری داریم بر نامزدهای اسکار فیلم های خارجی زبان: " تونی اردمن"،  "فروشنده"، "سرزمین مین"، "ملازم"، "مردی به نام اُو"، "تانا"
  گزیده نظرات نویسندگان کافه سینما درباره «فروشنده»:
●سید آریا قریشی: از جنبه‌ای ادامه فیلم‌های اخیر فرهادی به شمار می‌رود: ماجرای زوجی که پس از پیش آمدن یک بحران، باید بین دوراهی «وفاداری به احساسات درونی خود» و «سازش با شرایط» انتخابی سرنوشت‌ساز ا

ادامه مطلب  

شهاب حسینی - نظرات نویسندگان "کافه سینما" در مورد فیلم "فروشنده"  

 کافه سینما- در ادامه معرفی و نقد مهمترین فیلم های سال 2016، این بار  مروری داریم بر نامزدهای اسکار فیلم های خارجی زبان: " تونی اردمن"،  "فروشنده"، "سرزمین مین"، "ملازم"، "مردی به نام اُو"، "تانا"
  گزیده نظرات نویسندگان کافه سینما درباره «فروشنده»:
●سید آریا قریشی: از جنبه‌ای ادامه فیلم‌های اخیر فرهادی به شمار می‌رود: ماجرای زوجی که پس از پیش آمدن یک بحران، باید بین دوراهی «وفاداری به احساسات درونی خود» و «سازش با شرایط» انتخابی سرنوشت‌ساز ا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1