تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


امید وصال، رضا فیض الهی، فیض اللهی (پرک)  

یاد داري آن شباهنگام را؟
آن شب خوب و خوش و آرام را؟
عهدمان را یاد داري نازنین؟
ای برایم بهترین، زیباترین؟
گفته بودي دوستم داري هنوز
گفته بودي عشق داري سینه سوز
گفتی از حرف جدایی خسته ای
درب دل بر حرف رفتن بسته ای
پس چرا عهدت فراموشت شده؟
سینه ام محروم از آغوشت شده؟
تازگی از من براءت جسته ای
دست از پیمان دیرین شسته ای
ای به قربانت تمام جان من
از سرت هرگز مبر پیمان من
خوب میدانی دلم جای تو است
عاشق دیوانه، شیدای تو است
این سخن از من شنو، این را بد

ادامه مطلب  

یا مهدی...  

ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داري کی از مسیر کوچه قصد عبور داري؟ چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی ای آنکه در حجابت دریای نور داري من غرق در گناهم، کی می کنی نگاهم؟ برعکس چشمهایم چشمی صبور داري از پرده ها برون شد، سوز نهانی ما کوک است ساز دلها، کی میل شور داري؟ در خواب دیده بودم، یک شب فروغ رویت کی در سرای چشمم، قصد ظهور داري؟

ادامه مطلب  

شعر انتظار  

 
ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داري
کی از مسیر کوچه قصد عبور داري؟
چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی
ای آنکه در حجابت دریای نور داري
من غرق در گناهم، کی می کنی نگاهم؟
برعکس چشمهایم چشمی صبور داري
از پرده ها برون شد، سوز نهانی ما
کوک است ساز دلها، کی میل شور داري؟
در خواب دیده بودم، یک شب فروغ رویت
کی در سرای چشمم، قصد ظهور داري؟
 

ادامه مطلب  

8:)  

یكم حرف دارم باهاتون لطفا تا تهش بخونید..خیلی كم پیش اومده تو زندگیم ب دوست و دوستیمون اعتماد كنم .اما تاحالا شده كه اعتماد كردم و ضربشم خوردم .نه اینكه تقصیر اون ادم باشه كه بد بوده ال بوده فلان بوده.نه این تقصیر خودم بوده.چرا؟چون وقتی من به تو اعتماد میكنم وقتی برات از راز هام از مشكلاتم حرف میزنم توقعم از تو میره بالا.. از تو و رابطمون توقعم دو برابر یا نه شاید  ده برابر بشه و این خوب نیس...یه موقعی میرسه كه مثلا از طرف ی سری انتظارای داري اما ا

ادامه مطلب  

ره از اغيار خالي كن چو عزم كوي ما داري /مولوی  

ره از اغیار خالی كن چو عزم كوی ما داري
نظر بر غیر ما مفكن چو قصد روی ما داري
  به ذوق از لا به بالا رو كه تا لالای ما گـردی   
صدف كن گوهر خود را اگر لؤلؤی  ما داري
       كسی  دیگر  چو هوئی را مسلـم نیست الا هـو       
بگو یا هو  و یا  من هو  اگر هو  هوی ما  داري
     من آن شمعم  كه در مجلس  مرا  پروانه  بسیارند     
         بسوزان خویش را چون او اگرخود بوی ما داري         
      ز معشوقان هر جایی تو  را  چون  كار  بگشـاید      
حرامت باد اگر

ادامه مطلب  

 

۴ آذر دیشب انگار حالت خوب نبود. نمیدونم چرا. میگفتی خوبه اما یه طوری بود. در مورد اینکه وای فای ضرر داره و تلویزیون نداشته باشیم صحبت کردیم. قربونت برم. وقتی خوابیدی. بهت نوشتم که چت بود. اعتراض کردم...هنوز بیدار نشدی جوابمو بدی.
5 آذر بیدار شدی کلی بام حرف زدی. بالاخره آخر شب باز گفتی دوستم داري.قرار شد عکسای بی حجابتو دیگه نگاه نکنم. جفتمون دیگه نمیخواستیم. حتی جفتمون همرمان دلمون نماز خوندن خواسته بود.
این شعر رو دادم بهت
 چه نزدیک است جان تو ب

ادامه مطلب  

 

تنهایی رو جایی حس كردم كه فهمیدم اگه دلم بگیره
اگه افسرده بشم
اگه دلم كسی رو ، چیزی رو بخواد
اگه همه غصه های دنیا رو سرم خراب بشه 
كسی رو ندارم كه بغلم كنه ، كه بهم آرامش بده، كه دوستم داشته باشه كه بگه نگران نباش منو داري ....
ما و امثال من چوب دوست نداشتنی بودنمون رو میخوریم ...
اونیم كه رفته دیگه برنمیگرده....
 

ادامه مطلب  

 

۶ سال گذشت....
بر فرازها رفتیم ،
         اما نشیب هایی هم بود...
شادانه ، دست در دست هم بوديم و
                                             غم هایی نیز بود...
صدای خنده هایمان ، تاریکی شب هایمان را پر می کرد و
                        اشک هایی نیز بود....
هممممه چیز بود اما ، عشق بیشتر از هر چیز بود....
 
۶ سال گذشت ، 
از روزی که به من گفتی دوستم داري....
۵ سال گذشت ،
از روزی که به تو گفتم  دوستت دارم....
 
هنوز هم دوستت دارم 
تو ،
آیا ،
هنوز دوستم داري ؟؟؟
 
 
P.s : سالگرد د

ادامه مطلب  

عبدالله: جنرال دوستم به گونه سطحی زخمی شده است  

عبدالله عبدالله، رییس اجرایی حکومت می‌ گوید که جنرال عبدالرشید دوستم، معاون اول ریاست جمهوری در کمین طالبان در ولایت فاریاب زخمی شده و خوش‌ بختانه جراحت او سطحی است.
جنرال عبدالرشید دوستم در حال حاضر در ولایت فاریاب است و گفته شده او و نیروهای زیر امرش شماری از مناطق را از کنترول طالبان خارج کرده اندآقای عبدالله قبل از ظهر امروز (دوشنبه) در نشست شورای وزیران با اشاره به برخورد کاروان جنرال دوستم با کمین طالبان در مربوطات ولسوالی قیصار ول

ادامه مطلب  

 

کاش اینجا خانه‌ام بود، آدرسش را هم که داشتی. هنوز هم بخاطر می‌آوردی‌اش!  یک روز که در ِخانه را باز می‌کردم، از لای در تکه کاغذی جلوی پایم می‌افتاد، هاج و واج نگاهش میکردم! خطتت را می‌شناختم، چشمانم را می‌مالیدم با کف دستم! اینبار مطمئن میشدم که خط خودت بوده، نوشته باشی "آمدم، نبودي. باز هم خواهم آمد" ـ بهت زده نه یکبار هزار بار بخوانمش و تمام قندهای عالم توی دلم آب شود. هول بَرَم دارد، خانه را آب و جارو کنم، همه‌ی گل‌ها را نوید دهم به آمدنت

ادامه مطلب  

اولین اشتباه من.....  

دوستان من حدود ۹ ماهه که با عشقم ارتباط دارم الان امروز بعد ۹ ماه اولین اشتباهم رو مرتکب شدم یه دوستی داره تنهاست منم یه دوست دارم همین طور اسم دوست من محمده گفت بیا این دو تا رو با هم اشنا کنیم منم قبول کردم شماره ها رو دادیم بدیم به دوستامون که با هم اشنا بشن .دوستم گفت تو سر و زبونت خیلی از من بهتره میشه بجای من جلسه اول تو حرف بزنی منم قبول کردم گفت محاله با یک جلسه صداها رو از هم تشخیص بده دوستم پسر خوبیه فقط نگران نبود نتونه جلسه اول خودشو ن

ادامه مطلب  

823)  

راجع به این موضوع ِ بی خودو بی جهت ،نوشتن ندارد اما
یک آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه
کشیدن که مجاز است
یک آه که خودم را هم گول بزنم و فکر کنم تنها یک نفس عمیق بود
زبونیست بگویم به خاطر آنچه نمی دانستم و یا می دانستم
و نمی خواهم و نمی خواستم که بدانم
بغضم گرفت
و بعدش گریه نکردم .
 

ادامه مطلب  

 

خیلی اتفاقی بر خوردم به یک آدم شریفی که خیلی تنها بود و دلشکسته... خیلی... تو حال بد امشبم یک لحظه به این فکر کردم اگه خانواده م (پدر و مادر و خواهر و مادربزرگم) رو نداشتم در همین لحظه، همین حالا، کسی نبود که واقعا دوستم داشته باشه... ترسناکه... من هم میتونستم جای اون آدم شریف و عزیز و تنها و دلشکسته باشم ... از خدا خواستم تنها کسایی که دوستم دارن رو ازم نگیره... 
چشم های سرخ پف کرده دردناکی که باز نمیشه
 

ادامه مطلب  

تو ...  

بی اراده دلم هوایت را می کند ..
به خود که می آیم می بینم ساعت ها گذشته است ....
فکرت مرا از خود بی خود می کند ...
چشمم را کور می کند ...
دلم را در برابر مهر دیگران سنگ می کند ..
گوشم را کر می کند ...
ثانیه به ثانیه علاقه ام به تو بیشتر می شود ...
قلبم را کجا می بری ؟؟؟؟بایست .....نرو ...
تو دیگر مرا از کنترل قلبم خارج کردی ...
مرا دیوانه خودت کردی ....ازت می خواهم که برگردی ...
مرا عاشق بنمودی و رفتی ...
از عشق چندین ساله گذشتی ..
و خواهم که بدانم ، از عشق خبر داري؟
تو که

ادامه مطلب  

یک سوال تاریخی  

می‌خواستم بدانم سرنوشت همسران امام حسین (علیه السلام) بعد از واقعه کربلا چه شد؟ كدام یك از همسران ایشان در كربلا حضور داشتند؟!

ادامه مطلب  

36  

بنام خدا
تصمیم گرفتم ازین به بعد وبلاگم رو هفته ای یکبار آپ کنم (احتمالا هم جمعه ها)
احساس میکنم وقتی قرار باشه ثبت کنم با انرژی بیشتری کارهامو انجام میدم و کارهای مفیدتری هم انجام میدم:)
حالا اتفاقات بولد این چن روز رو بخوام بگم ازین قراره که...
چهارشنبه همین هفته خونه دوستم دعوت بودم
یکی از دوستای دبیرستانم،. چند تا از دوستای دیگه دوران دبیرستان هم اومده بودن 
خداروشکر جمع پنج نفره خوبی بود و حسابی خوش گذشت:)
اولین بار بود خونه یکی از دوستام

ادامه مطلب  

 

بیا برویم به صد و پنجاه سال قبل ، به خانه های حوض دار ، به اتاق های تو در تو ، من پاییز كه شد انار دان كنم برایت با گلاب و شكر ، شب ها درز پنجره ها را با ملافه بگیری كه سرما توی تنمان نرود ، بنشینیم دور كرسی ، از حجره بگویی برایم و كسب و كارت. لبخند بزنم و سیب پوست كنم بعد از شامت بخوری كه خستگی در كنی ، دراز كشیده باشی لا به لای حرف هایت سكوت بشود، دنبال چشم هایت بدود نگاهم بفهمم كه خوابی و لحاف را روی تنت صاف و صوف كنم. بیا برویم به صد وپنجاه سال قب

ادامه مطلب  

 

:بیا برویم به صد و پنجاه سال قبل ، به خانه های حوض دار ، به اتاق های تو در تو ، من پاییز كه شد انار دان كنم برایت با گلاب و شكر ، شب ها درز پنجره ها را با ملافه بگیری كه سرما توی تنمان نرود ، بنشینیم دور كرسی ، از حجره بگویی برایم و كسب و كارت. لبخند بزنم و سیب پوست كنم بعد از شامت بخوری كه خستگی در كنی ، دراز كشیده باشی لا به لای حرف هایت سكوت بشود، دنبال چشم هایت بدود نگاهم بفهمم كه خوابی و لحاف را روی تنت صاف و صوف كنم، بیا برویم به صد وپنجاه سال قب

ادامه مطلب  

به کجا چنین شتابان؟  

یکی از بچه از راه نرسیده می پرسه:کجا بودي ندا؟من:خوب اداره ای کار داشتم.
دیروزم که رفتی....من:آره خوب؛اون برا یه کار دیگه بود....
طرف:فعالی ها!
من:بله،می خواستم راجع به کار جدیدم پرس و جو کنم...اثر جدیدم رو می گم.در این زمینه آخه نو پام....احتیاج به راهنما دارم....تو جای دیگه سراغ داري بگو..
طرف:

ادامه مطلب  

دوستم داری؟  

 
خسته ام. حوصله ندارم. تو هم حس خوبی در من به وجود نیاوردی. چرا دوستم داري؟ بودنم چه کمکی به تو می کند؟ من هم دوستت دارم؟ چقدر دوستت دارم؟ چرا دوستت دارم؟ فاصله و تنها ماندن را تا کی می توانم تحمل کنم؟ 
همسایه جیغ می زند. شوهرش در جلسه ساختمان گفت مریض است. 
برای ظهر غذا از خانه نبرده بودم. چیزی هم نخریدم. از صبح تا همین حالا فقط چند شیرینی کوچک و چای خورده ام. گرسنه ام. دختر همکارم دوستم داشت. با هم حرف زدیم. نمی خواهم بچه داشته باشم؟ بله نمی خواه

ادامه مطلب  

اندر باب قانون سوم نیوتن...  

امروز داشتم به این فکر میکردم که چی شد حال و روزم این شد و به این جا رسیدم یادم افتاد خیلی وقت پیش خواستم فقط به قصد ازمایش یه چیزی رو امتحان کنم ولی بعدش بدجور تو ازمایشه گیر افتادم این شد به دنبالش یاد یه خاطره ای  از سوم دبیرستان افتادم.با دوست صمیمیم تو راه کلاس فیزیک بوديم و همچنان که خوش و خرم روی پل راه میرفتیم وقتی برگشتم سمت دوستم دیدم یه پسری داره شماره شو میندازه داخل کلاه سویشرتش.بعد از دعوا و پاره کردن شماره رو سرش و گذشت اون روز فر

ادامه مطلب  

 

دیر وقته و بهتره كه بخوابی
ولی یه چیزی مانع میشه، حس میكنی نیاز داري تا راجع بهش حرف بزنی، نیاز داري تا درك بشی، و یا حتی سرت رو روی شونه های كسی بگذاری و بابت تمام ترس هایی كه حس میكنی اشك بریزی، ولی اوضاع وقتی از این بدتر میشه كه اون ادم رو پیدا نكنی، یه سری ادم ها روی جسور بودن و شجاع بودن تو حساب كردن، یه سری آدم ها چیزی از حرف هایی كه میزنی رو نمیتونن كه درك كنن، و یك سری دیگه در اون جایگاه نیستن كه تو مقابلشون پوسته ی خودت رو كنار بزاری....
چق

ادامه مطلب  

خواب  

شدی کابوسم ،حواست هست؟
میخوام ،میبینمت ،زار میزنم از خواب میپرم
داري نابودم میکنی ،ولم کن 
کجایی که خواب بد دیدم زنگ بزنم بهت 
دیشب خواستم ،نشد 
الان خواستم ،بازم نشد 
کجایی ارومم کنی 
بگی نترس خواهر کوچولو 
من هستم 
کجایی لعنتی!؟
تکیه گاه ندارم ،ترسیدم ،کجایی؟

ادامه مطلب  

به مناسبت فاصله ات كه چسبيد به بودنت و حلواي مغز پسته ايت  

 
 
 
 
این خصوصیت آونگیت خسته ات كرده من حس میكنم ، حس میكنم كه همه یه روزی بالاخره دوست دارن یه جا واستن اروم بشینن و تو دلشون بگن اره اینجا نقطه امن منه .، این همه دویدم این همه فرار كردم و یه جاهایی هم بر گشتم  و دوباره رفتنو از سر گرفتم  كه الان اینجا لم بدمو بگم هووممم این خودشه ،. توام الان تو اوج خستگی ات افتادی حایی كه بش ایمان داري ،،
ایمان خوبه ادمو نگه میداره ادمو وقتی داره شكست میخوره بالا نگه میداره،
اون شب كه تو پشت بوم هتل نشسته بو

ادامه مطلب  

شعر امام زمان  

 
 
«شعر امام زمان»
ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داري
کی از مسیر کوچه قصد عبور داري؟
چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی
ای آنکه در حجابت دریای نور داري
من غرق در گناهم، کی می کنی نگاهم؟
برعکس چشمهایم چشمی صبور داري
از پرده ها برون شد، سوز نهانی ما
کوک است ساز دلها، کی میل شور داري؟
در خواب دیده بودم، یک شب فروغ رویت
 

ادامه مطلب  

مینویسم که یادم بماند از یادتان زود میروم  

برای یگانه ی باهوش و بی همتا ، الینای سخت کوش ، مژان همیشه شرمگین ، سپینود دوست داشتنی و آریانوش شوخ و شنگ که فقط سه کلاس یک ساعت و نیمه با آنها بودم و این دلم را پودر میکند !
......................................................................................................
من از دیار اندوه و تبار دردم دوست
و تو خودت اوج لبخند و زیبایی و جوانی هستی
خودم گفته بودم کنارتان خواهم بود ، قول دادم
چه میتوان کرد ؟! دلم شکست و خورد شد که به حرفم عمل نتوانستم کرد
خودم گفته بودم فداتان میشوم چونان

ادامه مطلب  

•313  

چشات ُ ببند ..  رو همه چی .. ببند .. تو که عذاب میکشی ، تمومش کن .. تو که نمی تونی ! منتظر ِ چی هستی ؟! یه کم اراده میخواد فقط .. که تو داري .. من بهت ایمان دارم دختر ! میدونم که میتونی .. میدونم که میتونی رو سفیدم کنی :) من پشتتم .. مث ِ همیشه .. مث ِ امروز .. که چشمام ُ بستم .. رو همه چی .. مث ِ امروز که دروغ گفتم .. نمیگم به خاطر تو .. تقصیره خودم بود .. و همینطور ، انتخاب ِ خودم .. خودم خواستم که خراب نشه .. خودم خواستم سر گیجه نگیری .. خودم خواستم حالت بد نشه .. خودم

ادامه مطلب  

 

انگشتاشو فشار میداد به کف دستش . می گفت اینجوری کم کم آروم میشه. می خواستم بگم می تونه به جاش دست منو محکم بگیره . نگفتم. توی شلوغی نمی تونستم چهره شو با دقت ببینم. لعنت به شلوغی! می خواستم بگم لعنت به چشام که حیفه چشاته اگه نگاشون کنی .نگفتم . سه چهار تا کتاب و به سختی با یه دستش گرفته بود و به قفسه سینه ش تیکه میداد!با خودم میگفتم کاشکی من سه چهار تا کتابه تو دستش بودم،کاش انگشتاش بودم ! می خواستم بگم می تونم براش نگهشون دارم . نگفتم;)به مقصد که رسی

ادامه مطلب  

ان شاء الله  

بسم الله الرحمن الرحیم
دلم می خواد تو عاشقم باشی و خودت بکشیو ازم خواستگاری کنی من هم دوست داشته باشم و رها بهت دل ببندم دلم می خواد تو پاپیچم بشی و دلت برام تنگ شه و دوستم داشته باشی انقدر عاشقم باشی که به بابام بگی هرچی بگی قبوله انقد عاشقم باشی صد بار بهم زنگ بزنی دوستم داشته باشیو عاشقم باشیو لذت ببری از هم صحبتی باهام در واقع من زنت باشم عقدت باشم عروسیمون رو بگو توی هتل بگیریم وای که چقد خوبه که انقد منو بخوای که انقد منو میخای که انقد دو

ادامه مطلب  

66  

نمی دونم چرا انقدر دوستم داري...نمی دونم...
فقط همین قدر می دونم که هروقت با سر خوردم زمین تو دستم رو گرفتی و بلندم کردی
هر وقت تو تاریکی غرق شدم و دست و پا زدم تو چراغ جلوی چشم هام روشن کردی...خدایا باورم نمی شه این همه حواست بهم هست. .باور کن دیروز شوک شدم...
سه شنبه که برمی گشتم خونه وقتی دیدم ی پیرمرد کودکانه می دوه طرف ماشینش و بعد تر هرجا خواستم بپیچم دو تا پرنده رو به روم اوج گرفتن به هوا حس خوبی بهم دست داد و  این ها رو به فال نیک گرفتم...گفتم شا

ادامه مطلب  

روز پاییزی میلاد تو در یادم هست...  

متشكرم
برای همه وقت هایی كه مرا به خنده واداشتی.
برای همه وقت هایی كه به حرف هایم گوش دادی.
برای همه وقت هایی كه به من جرات و شهامت دادی.
برای همه وقت هایی كه با من شریك شدی.
برای همه وقت هایی كه با من به گردش آمدی.
برای همه وقت هایی كه خواستی در كنارم باشی.
برای همه وقت هایی كه به من اعتماد كردی.
برای همه وقت هایی كه مرا تحسین كردی.
برای همه وقت هایی كه باعث راحتی و آسایش من بودي.
برای همه وقت هایی كه گفتی "دوستت دارم"
برای همه وقت هایی كه در فكر من بو

ادامه مطلب  

دوری و عاشقی  

چند روز پیش دوستم راجع به لب یک مطلب که خونده بود گفت این بوده که "آدم گاهی کسی رو که دوست داره از خودش دور می کنه تا تصویری که ازش داره خراب نشه" اونجا حوصله فکر کردن و جایگزین کردن خودم جای اون شخص که این جمله رو گفته نداشتم. حالا اما داشتم عقاید یک دلقک رو میخوندم که رسید به جایی که ماری ترکش میکنه در صورتی که شب قبل بهش گفته بود "خیلی مهربانی" ، من مطمئنم ماری میدونست که کسی نمیتونه اندازه این دلقک دوستش داشته باشه اما با این حال رفت... من اما ب

ادامه مطلب  

ببین عزیزم ...  

آخه چرا ...آخه چراا ...آخه چرا بهم نمی گی دوستم داري ؟وقتی نگام می کنی ، تمام اجزای صورتت باهام صحبت میکنن و بهم می گن : " منُ تنها نذار " منم می گم :" تا زبونت رو نبینم جوابم نه هست ... "ولی تو ...فقط بهم زل می زنی ...خیلی غم انگیز فقط بهم زل میزنی ...

ادامه مطلب  

ما مشهدی ها خیلی باحالیم !!!! خخخخخخخخخخخخییییییللللللللللیییییییییی  

مشهدی ها ها پاسخ هیچ پرسشی را نمی‌دهند، آنها درپاسخ هر پرسش شما پرسشی دارند!مثال:(وقتی از دوست مشهدی خود آدرس یك خیاط را می‌پرسید) شما: خیاط خوب سراغ داري؟مشهدی: چی مخی بودوزی؟شما: کت و شلوار!مشهدی: پارچه دری؟شما:بلهمشهدی:از کی خِریدی ؟ شما:...از مغازهمشهدی: پارچت خوبه؟شما: بلهمشهدی:چی رنگیه؟ شما: آخه مگه چه فرقی می‌کنه؟مشهدی: فرق موکونه یره خیلیم فرق موکونه!شما: خب، سورمه ایمشهدی: برچی سورمگی!مگه آرزون تر بود؟شما: نهمشهدی:پس بری چی سورمگی؟شم

ادامه مطلب  

 

عشقم، عمرم، نفسم، سلام؛
می‌دونی چرا گفتم عشقم، آخه دلم به دِلِت بَستَس !
 می‌دونی چرا گفتم عمرم، آخه جونم به جونِت بَستَس !
  می‌دونی چرا گفتم نفسم، آخه اگه نباشی منم نیستم !
 عزیزم، می‌دونی چقدر تنهام !؟
 می‌دونی چقدر بِهت نیاز دارم !؟  به شلوغی دورم نگاه نكن، جات توی قلبم همیشه خالیه !
 وقتی بهت فكر می كنم اگه بدونی چقدر احساس خوبی دارم وقتی می‌بینم كنارمی،دوسم داري! وقتی به قبلاً فكر می‌كنم، منظورم وقتیِ كه دلم می‌گرفت، وقتی ی

ادامه مطلب  

فرض کن  

الان دلم می خواهد بپرسم سمفونی مردگان را خوانده ای، بعد با خودم می گویم با چه کسی دارم حرف می زنم، از چه کسی می خواهم بپرسم سمفونی مردگان را خوانده ای؟
فرض کن آن یکی را پیدا کردم، یکی که از او بشود این سوال را پرسید... بپرسم و بعد طرف که گفت "آره ... خوندم"، بگویم آنجا که آیدین از سورمه می پرسد "اجازه دارم دوستتان داشته باشم "را یادت هست، و بگوید "آره ... یادمه"، بگویم ... بعد هیچ چیز نگویم، فقط می خواستم بدانم کسی که سمفونی مردگان را خوانده این را یادش

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
ورود به کانال تلگرام